💖 دختر نجیبزادهی فوقالعاده ترسو، شرطبندی ۱۰۰ میلیونی نامزد حیلهگرش را پذیرفت!
سر تیتر خبر
📺 خبر فوری: لایت ناول پرطرفدار “دختر نجیبزادهی ترسو” رسماً انیمه شد! (Kadokawa با تیزر و صداپیشگان اصلی تأیید کرد)
🟦 عنوان انیمه
عنوان اصلی: Yowaki MAX Reijo Nano ni, Ratsuwan Konyakusha-sama no Kake ni Notte Shimatta 弱気MAX令嬢なのに、辣腕婚約者様の賭けに乗ってしまった
عنوان فارسی: 💖 دختر نجیبزادهی فوقالعاده ترسو، شرطبندی نامزد حیلهگرش را پذیرفت
عنوان انگلیسی: Even Though I’m a Super Timid Noble Girl, I Accepted the Bet From My Cunning Fiancé
📅 زمان پخش
| فصل | تاریخ پخش | تعداد قسمت ها | وضعیت |
|---|---|---|---|
| فصل 1 | 2026 | __ | __ |
🎭 ژانر
😂 کمدی | 💕 عاشقانه | 👑 فانتزی | 👸 ایسکای (تناسخ) | 👩🏻🦱 دخترانه (Otome Isekai)
🏢 اطلاعات سازندگان
| سمت | نام |
|---|---|
| نویسنده مانگا | هیرو اودا (Hiro Oda) |
| کارگردان | __ |
| ترکیب سری | __ |
| طراحی شخصیت | __ |
| موسیقی | __ |
| استودیو | __ |
| توزیعکننده | __ |
📖 خلاصه داستان
داستان درباره “پیا راکوِل”، یک دختر جوان ترسو است که در واقع تناسخ یک دانشجوی دکترای دیرینهشناسی در جهان یک بازی اوتومه (Otome Game) است. پیا متوجه میشود که در این بازی، نقش “شرور فرعی” را دارد که محکوم به تبعید است.
او برای فرار از سرنوشت شوم خود، تلاش میکند نامزدی خود را با “روفوس استن”، پسر وزیر اعظم، به هم بزند. اما روفوس که فردی زیرک و حیلهگر است، نه تنها نامزدی را به هم نمیزند، بلکه یک شرطبندی جذاب به او پیشنهاد میکند: اگر روفوس قبل از فارغالتحصیلی پیا به او خیانت کند، صد میلیون سکه طلا و یک قلمرو به پیا خواهد داد! پیا که عاشق تحقیقات فسیلی است، به خاطر عشق به پول (برای تحقیقاتش) شرط را میپذیرد و کمدی/عاشقانه آنها شروع میشود.
My Status as an Assaخط اصلی داستان
داستان کامل و جزئیات شگفتانگیز انیمهی “Even Though I’m a Super Timid Noble Girl, I Accepted the Bet From My Cunning Fiancé!”
فصل اول: تناسخ، ترس و کشف یک سرنوشت شوم
داستان Even Though I’m a Super Timid Noble Girl, I Accepted the Bet From My Cunning Fiancé! با یک مقدمهی تکاندهنده آغاز میشود که بنیاد دنیای فانتزی و عاشقانه آن را شکل میدهد. شخصیت اصلی ما، دختری جوان به نام پیا راکوِل (Pia Rockwell)، در سن ده سالگی، پس از یک بیماری سخت و تب بالا، خاطرات زندگی قبلی خود را به یاد میآورد. پیا در زندگی پیشین خود، یک دانشجوی دکتری در رشتهی دیرینهشناسی در ژاپن مدرن بود که به شکلی ناگهانی و غمانگیز در یک سرقت جان خود را از دست داد. این تناسخ، تنها کشف بزرگ پیا نبود. او متوجه شد دنیایی که در آن زندگی میکند، در واقع همان دنیای یک بازی اتومه (بازی عاشقانه دخترانه) به نام «کارولین و شیرینیهای جادویی رنگینکمان» است که در زندگی قبلیاش آن را بازی کرده بود.
شوک واقعی اینجا بود: پیا نه تنها یک شخصیت فرعی در این بازی بود، بلکه در مسیر روفس اِستَن (Rufus Stan)، پسر باهوش و با نفوذ نخست وزیر، یک شخصیت شرور بدون نام به شمار میرفت که سرنوشتش تبعید بود. در داستان اصلی بازی، این شخصیت شرور به دلیل عصبانیت و پرخاشگری ناشی از حسادت به قهرمان بازی (کارولین)، نامزد روفوس یعنی پیا راکوِل بود که در نهایت پس از یک درگیری، نامزدیاش لغو و از کشور اخراج میشد.
پیا راکوِل، که طبیعتی بسیار خجالتی (Super Timid) داشت و حالا با آگاهی یک محقق بالغ و عاقل در جسم یک دختر ده ساله قرار گرفته بود، وحشتزده شد. تمام آرزوی او این بود که از آن سرنوشت شوم فرار کند. او دیگر علاقهای به زندگی اشرافی، مهمانیها یا حتی نامزدی با پسر نخستوزیر نداشت. رؤیای او، که از زندگی قبلیاش نشأت میگرفت، این بود: تبدیل شدن به یک دیرینهشناس، حفاری فسیلها، و مدیریت موزهی خود.
تنها راهی که پیا میتوانست به این رؤیا برسد، لغو نامزدی با روفوس استَن و دور شدن از مسیر داستان بازی بود. اما این کار برای دختری که لقب Even Though I’m a Super Timid Noble Girl را یدک میکشید و از روبهرو شدن با دیگران واهمه داشت، چالش بسیار بزرگی بود.
۱.۱. مواجهه با نامزد زیرک و پیشنهاد شرطبندی
پیا که مصمم به لغو نامزدی بود، در سن ده سالگی با نامزد خود، روفوس استَن، که در همان زمان هوش و زیرکی فراتر از سن خود را نشان میداد، روبهرو شد. روفوس، که از تلاشهای ناگهانی و عجیب پیا برای لغو نامزدی متعجب شده بود، به جای رها کردن او، پیشنهادی داد که هستهی مرکزی داستان Even Though I’m a Super Timid Noble Girl, I Accepted the Bet From My Cunning Fiancé! را تشکیل میدهد.
روفوس که به زیرکی مشهور بود، با چشمانی نافذ به پیا که از ترس خجالتزده بود، نگاه کرد و یک شرطبندی هفت ساله را مطرح کرد. او گفت: “پیا، اگر من در هفت سال آینده، واقعاً عاشق کارولین (قهرمان بازی) شدم، نه تنها نامزدیمان را لغو میکنم، بلکه یک مقدار هنگفت پول و یک ملک بزرگ را در اختیار تو قرار میدهم تا بتوانی هر کاری که میخواهی با زندگیات انجام دهی.”
پیا، که تنها راه فرار از تبعید و رسیدن به آرزوی دیرینهشناسیاش را در این شرطبندی میدید، با وجود ترس و لرز، پیشنهاد روفوس را پذیرفت. این لحظه، نقطه عطف داستان Even Though I’m a Super Timid Noble Girl, I Accepted the Bet From My Cunning Fiancé! بود؛ شرطی که قرار بود سرنوشت هردوی آنها را تغییر دهد.
فصل دوم: هفت سالِ سرنوشتساز و پیگیری رؤیاها
هفت سال بعدی، دورهای از رشد و تحول برای پیا راکوِل بود. او تصمیم گرفت که دیگر شخصیت شرور منفعل بازی نباشد و به جای تمرکز بر روفوس، تمام توجه خود را به هدف اصلی زندگیاش معطوف کند: دیرینهشناسی. این بخش از داستان نشان میدهد که چگونه یک دختر با وجود اینکه Even Though I’m a Super Timid Noble Girl است، میتواند با پشتکار به دنبال علایق واقعی خود برود.
۲.۱. غرق شدن در دنیای فسیلها
پیا با استفاده از دانش زندگی قبلی خود، وقتش را صرف مطالعهی فسیلها، زمینشناسی و تاریخ طبیعی کرد. او از منابع خاندانش برای جمعآوری کتابها و تجهیزات مورد نیاز استفاده کرد. او در این مدت، به یک محقق بسیار ماهر و پرشور تبدیل شد، هرچند که همچنان در محیطهای اجتماعی، همان دختر خجالتی و کمحرف باقی ماند.
این اشتیاق پیا به فسیلها، باعث شد که او از بسیاری از جنبههای زندگی اشرافی دور بماند. در حالی که دختران همسن او در حال تمرین آداب اجتماعی و آماده شدن برای معرفی در جامعه بودند، پیا در حال حفاری در زمینهای دورافتاده بود. این رفتار غیرمعمول، توجه بسیاری از جمله روفوس استَن را به خود جلب کرد.
۲.۲. روفوس استَن: نامزد زیرک اما حمایتگر
روفوس، که شرطبندی را پذیرفته بود، در طول این هفت سال، برخلاف انتظار پیا، به یک نامزد بسیار حمایتگر تبدیل شد. او هیچ تلاشی برای تغییر دادن پیا یا ممانعت از علایق عجیب او نکرد. در عوض، روفوس از نفوذ خود استفاده میکرد تا:
- منابع مالی و اطلاعاتی: او به پیا کمک میکرد تا منابع لازم برای تحقیقاتش را به دست آورد.
- محافظت اجتماعی: او پیا را از شر شایعات و قضاوتهای جامعه اشرافی در مورد سرگرمی “عجیب”ش دور نگه میداشت.
در واقع، شرطبندی روفوس، نه تنها یک شرط برای آزادی پیا بود، بلکه یک نقطه شروع برای شناخت واقعی او شد. روفوس به جای درگیر شدن در مسیرهای عاشقانه بازی، زمان خود را صرف مشاهده و حمایت از پیا کرد که با تمام وجودش برای رسیدن به رؤیای دیرینهشناسی تلاش میکرد. این رابطه غیرمعمول بین نامزدی که میخواهد فرار کند و نامزدی که به او اجازه پرواز میدهد، یکی از جذابترین جنبههای Even Though I’m a Super Timid Noble Girl, I Accepted the Bet From My Cunning Fiancé! است.
فصل سوم: ورود قهرمان بازی و پیچیدهشدن احساسات
با نزدیک شدن به پایان مهلت هفت ساله، لحظه سرنوشتساز داستان فرا میرسد: ورود قهرمان اصلی بازی، کارولین.
۳.۱. کارولین و شیرینیهای جادویی
کارولین، دختری مهربان، اجتماعی و با استعداد در زمینهی جادوهای رنگینکمان و ساخت شیرینیهای جادویی، وارد آکادمی میشود. طبق خط داستانی اصلی بازی، ورود کارولین باید باعث شود که روفوس استَن عاشق او شود، نامزدیاش با پیا را لغو کند و به این ترتیب، پیا به خواسته خود برسد و از سرنوشت تبعید بگریزد.
پیا، که همچنان عمیقاً باور داشت سرنوشت باید طبق بازی پیش برود، با نگرانی و دلهره به تعاملات روفوس و کارولین نگاه میکرد. در این مرحله، خواننده/بیننده شاهد تضاد درونی پیاست: او با تمام وجود میخواهد شرطبندی را ببرد و به آزادی برسد، اما در عین حال، پس از هفت سال مراقبت و حمایت بیدریغ روفوس، احساسات پیچیدهای نسبت به او پیدا کرده است.
۳.۲. عملکرد متفاوت روفوس
برخلاف خط داستان اصلی، روفوس استَن هیچ علاقهی عاشقانهای به کارولین نشان نمیدهد. در واقع، او بیشتر به رفتار و وضعیت روحی پیا توجه دارد تا قهرمان بازی. روفوس، که زیرکی او حالا به یک ویژگی مثبت تبدیل شده، متوجه تلاشهای پنهانی پیا برای اثبات علاقهمند شدن خود به کارولین میشود تا بتواند برنده شرطبندی شود.
در یک لحظهی کلیدی در داستان Even Though I’m a Super Timid Noble Girl, I Accepted the Bet From My Cunning Fiancé!، پیا که هنوز Even Though I’m a Super Timid Noble Girl است، سعی میکند با یک حرکت برنامهریزیشده، کاری کند که روفوس به کارولین نزدیک شود. اما روفوس، با یک حرکت غیرمنتظره، آن تلاش را خنثی کرده و با یک لبخند مرموز به پیا میفهماند که متوجه نقشهی او شده است.
۳.۳. فاش شدن حقیقت شرطبندی
با نزدیک شدن به روز موعود، روفوس حقیقت عمیقتری را درباره شرطبندی فاش میکند. او در طول این سالها، نه تنها پیا را مشاهده کرده، بلکه عاشق خود واقعی پیا (دختر خجالتی با اشتیاق بیپایان به فسیلها) شده است. شرطبندی او، در واقع یک قمار برای خریدن زمان و اثبات عشقش به روشی بود که پیا را مجبور به حضور در کنار او کند، در حالی که او آزادی کامل برای دنبال کردن رؤیایش را داشت.
روفوس فاش میکند که در بازی اصلی، پیا تنها به دلیل حسادت و ترس، نامزدی را به هم نزده بود، بلکه به دلیل یک سوء تفاهم کوچک و یک پرخاشگری لحظهای تبعید شده بود. او از ابتدا میدانست که پیا فردی نیست که مستحق چنین سرنوشتی باشد. او با پذیرش شرطبندی، به پیا این فرصت را داد که به جای تمرکز بر فرار از بازی، بر ساختن زندگی واقعی خود تمرکز کند.
فصل چهارم: پایان بازی و آغاز زندگی واقعی
داستان Even Though I’m a Super Timid Noble Girl, I Accepted the Bet From My Cunning Fiancé! به پایان خود نزدیک میشود، جایی که پیا باید تصمیم نهایی خود را بگیرد: آزادی کامل برای دیرینهشناسی یا پذیرش عشق و حمایت روفوس.
۴.۱. پیروزی بزرگ پیا
پیا، در روز پایان مهلت شرطبندی، آماده اعلام پیروزی خود و لغو نامزدی میشود. اما در آن روز، او نه با یک نامزد متکبر و زیرک، بلکه با مردی جوان، مهربان و فوقالعاده حمایتگر روبرو میشود که به تمام وعدههایش عمل کرده است.
پیا، که حالا دیگر صرفاً یک Super Timid Noble Girl نیست و به لطف حمایتهای روفوس اعتماد به نفس زیادی در حوزهی دیرینهشناسی پیدا کرده، متوجه میشود که هدف اصلی او از لغو نامزدی (یعنی فرار از تبعید و دنبال کردن رؤیا) دیگر نیازی به جدایی ندارد. روفوس به او اطمینان میدهد که حتی پس از ازدواج، میتواند کاملاً آزادانه به دنبال فسیلها بگردد و موزهی خود را تأسیس کند. او هرگز مانع رؤیای او نخواهد شد.
۴.۲. نتیجه شرطبندی و عشق حقیقی
در یک پایان شیرین و غیرمنتظره، پیا راکوِل تصمیم میگیرد که شرطبندی را واگذار کند. درسی که او آموخت این بود که فرار از سرنوشت با دور شدن از دیگران به دست نمیآید، بلکه با پیدا کردن کسی که از رؤیاهایت حمایت کند، محقق میشود.
او دیگر نیازی به Even Though I’m a Super Timid Noble Girl, I Accepted the Bet From My Cunning Fiancé! نداشت تا آزاد شود، چون روفوس از مدتها پیش او را آزاد کرده بود.
Even Though I’m a Super Timid Noble Girl, I Accepted the Bet From My Cunning Fiancé! به یک داستان موفقیتآمیز در ژانر تناسخ تبدیل میشود. پیا در نهایت، هم به رؤیای دیرینهشناسی خود میرسد (با کمک روفوس موزهی خود را تأسیس میکند) و هم عشق واقعی را در کنار نامزدش روفوس پیدا میکند، کسی که از ابتدا او را درک کرده بود. این داستان یک پیام قوی در مورد ارزش خود واقعی، پیگیری علایق و یافتن شریکی که نه مانع، بلکه حامی رؤیاهای شما باشد، ارائه میدهد.
ℹ️ اطلاعات تکمیلی
📢 این انیمه بر اساس سری لایت ناول پرفروش (با بیش از ۱.۲ میلیون نسخه) نوشته هیرو اودا ساخته شده است که متأسفانه در ژوئن ۲۰۲۴ درگذشت. 📢 این خبر رسماً در اکتبر ۲۰۲۵ منتشر شده است.
مانگای این اثر از فوریه ۲۰۲۱ تا ژانویه ۲۰۲۴ بهطور منظم منتشر میشد.
تصویرگر مانگا (آجی موراتا) با سبک هنری خود توانست این داستان را به خوبی به تصویر بکشد، اگرچه انتشار آن در ژانویه ۲۰۲۴ به پایان رسید (که معمولاً به معنای پایان فصل اول یا اتمام اقتباس است).
نکته جالب این است که لایت ناول اصلی (منبع اقتباس) از سال ۲۰۲۰ شروع شد و متأسفانه نویسنده اصلی آن، هیرو اودا، در ژوئن ۲۰۲۴ درگذشت.
صدا پیشگان
| کاراکتر | صدا پیشه |
|---|---|
| پیا راکوِل (Pia Rockwell) | Miku Itō |
| روفوس استن (Rufus Stan) | Ryōta Ōsaka |
🏆 امتیاز MyAnimeList
📊 هنوز ثبت نشده
تریلر
پستر و عکس ها


Even Though Even Though Even Though Even Though Even Though Even ThoughEven Though Even Though Even Though Even Though Even Though Even ThoughEven Though Even Though Even Though Even Though Even Though Even ThoughEven Though Even Though Even Though Even Though Even Though Even ThoughEven Though Even Though Even Though Even Though Even Though Even ThoughEven Though Even Though Even Though Even Though Even Though Even ThoughEven Though Even Though Even Though Even Though Even Though Even Though
ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص صص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص ص